پرهامپرهام، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

❤وبلاگ محمد پرهام عزیز ما❤

حضور در اولین عروسی

دیشب اولین عروسی بود که منم بودم. کلی تیپ زدم و خوشحال و خرم رفتیم.... اما همینکه تو تالار عروسی شروع شدم من زدم زیر گریه و دیگه ول نکردم. با اینکه یه سری مامانی منو به بابایی داد  و بابایی هم منو بیرون برو تا یه هوایی بخورم بازم آروم نشدم. خلاصه تقریبا همش بغل مامانی بودم در حالیکه وایستاده بود و هی راه می رفت. به هر حال عروسی تموم شد و با خستگی زیاد خونه که رسیدیم تا ٩ صبح خوابیدم تا خستگیم در بره! به هرحال این اولین تجربه حضور تو یه عروسی برای من بود! ...
13 بهمن 1391

پرهام نامه

اَلقِصّه! پرهام هنگام عبور از هفت خان پرهام، با اژدهای سبز روبرو شد. نبرد سختی بین آنها درگرفت. گاهی اژدها به پرهام حمله ور میشد و گاهی پرهام با گرز خود بر سر اژدها میکوباند. پس از نبرد طولانی که بین آنها در گرفت، شیر پرهام اژدهای افسانه ای را شکست داد و وارد خان بعدی شد. ...
10 بهمن 1391

به پهلو شدن

امروز گل پسر هی به پهلو می چرخید. فکر کنم داره سعی میکنه بغلطه! تازه وقتی اسباب بازی پنگوئنش رو هم کنارش گذاشتم البته با فاصله دیدم رو زمین خودش رو تا دم اون کشیده و دست انداخته و خلاصه پنگوئنای بیچاره نقش زمین شده بودن! هر روز یه کار تازه میکنه و من و بابایی هم هی قربون صدقش میریم! ...
7 بهمن 1391