دندونی...
جمعه 11 مرداد افطار منزل مادرجونینا بودیم. پدر جون برامون آلبالو خریده بود تا با کمک مادرجون مربا درست کنیم. بدیهیه که به لطف آقا پرهام دیگه نمیشه فعلا تو خونمون دست تنها از این کارا کنیم! خلاصه به بازی و برنامه ای بود مربا رو درست کردیم. مادر جون زحمت کشیده بود برای آقا پرهام دندونی درست کرده بود: تزئینات هم با امکانات موجود انجام دادیم چون ماه رمضونه . هوا هم خیلی خیلی گرم! هدایایی هم که گرفتی: یه دست لباس سبز خوش رنگ از طرف پدر جون: یه کلاه کپ از طرف مادر جون: یه جفت جوراب عروسکی از طرف عمه زینب: دست همگی درد نکنه. در ضمن عمه زینب زحمت پخش کردن دندونی ها رو کشید. ...
جوانه زدن دومین مروارید
ششم مرداد 1392 دومین مرواردیت یعنی دندان پیشین جانبی سمت راست جوونه زد. متاسفانه هنوز نتونستم عکسی بگیرم!
افطاری مهمان دایی محمدینا
جمعه 4 مرداد افطار منزل دایی محمدینا بودیم.این عکس یادگاری با دایی و نگاره: البته پرهام آقا هم از خودش حسابی پذیرایی کرد! پی نوشت: خربزه رو خودت برداشتی! ...
باباجون مهمان ما
باباجون برای تعمیر ماشینش اومده بود تهران و سری هم به ما زد. پرهام رو سوار کامیونش کرد و راه می برد! ...
جوانه زدن اولین مروارید
امروز صبح یعنی 24 تیر 1392 جوانه اولین مرواریدت یعنی دندان پیشین مرکزی رو دیدم. مبارکت باشه عزیزم. بالاخره تونستیا!!! ...
میوه خوردن پرهام!
اول میوه رو خیلی باکلاس با دو انگشت بر می داری و بعد سمت دهنت می بری و بعد هم خوب لهش می کنی و آبش رو در میاری! ...
عکس پرهام در ولیمه مکه
این عکسو خاله معصومه(دختردایی من) از گل پسر تو ولیمه مکه مامان جون و باباجون گرفته بود که دیشب بهم داد: پی نوشت: بخاطر فلاشه که گل پسر اینقدر ذوق کرده! ...
حرکتهای مختلف
پسر قشنگم! الان دیگه راحت هرجا بخوای میری. هر وقت بخوای میشینی. به هر طرف که بخوای می چرخی. چقدر زود می گذره.... از دیدن کارات سیر نمیشم و هر بار برام تازگی داره و لذت می برم. از خدا می خوام همیشه سلامت و سرزنده باشی.









